قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4901

تاريخ الفي ( فارسى )

[ ذكر وقايع سنهء اثنى و ثمانمائه من الهجرة موافق سال هفتصد و نود و دوم از [ رحلت خير البشر ] صاحبقران گيتىستان به حكم آنكه جهانگيرى توقف برنتابد ؛ با لشكر توران و ايران به عزم تسخير روم و شام روان شد و لشكريان را به استعداد هفت ساله حكم فرمود و سيد خواجه شيخعلى بهادر و جهانملك ملكت و پير محمد فولاد را كه از امراى اميرزاده شاهرخ بودند ، به هرات فرستاد كه در ملازمت شاهزاده به آذربايجان روان شده و امير سليمان پيشتر به تبريز رود . شاهزاده به موجب فرموده امير سليمانشاه را با سيد خواجه پيشتر روانه نموده به نفس نفيس بعد از جمع شدن لشكرهاى خراسان به راه بسطام متوجه آذربايجان شد . و در جاجرم كس آمده حكم رسانيد كه لشكر خراسان از راه استرآباد بروند كه اردوى بزرگ از راه بسطام و دامغان خواهد رفت . و شهزاده به موجب فرموده از راه استرآباد رفت و به واسطهء تنگى راه و گل‌ولاى چهارپاى بسيار سقط شد و به فيروزكوه به سلامت نزول فرمود . و صاحبقران ، اميرزاده محمد سلطان را در سمرقند گذاشت و بردى بيگ ساربوغا و امير حاجى سيف الدين و خدايداد حسينى و امير شمس الدين عباس و صديق تاتار و ارغونشاه اختاچى « 1 » و الياس خواجه شيخعلى بهادر و ديگر امرا را كه به ضبط ولايات ماوراء النهر مشغول بودند ، به دستور در ملازمت شاهزاده گذاشت و اميرزاده اسكندر را با وجود خردسالى به ضبط اندكان « 2 » و سرحد مغولستان تعيين و رايات همايون از آب جيحون عبور

--> ( 1 ) . ق : بىنقطه . اختاچى - لفظ مغولى به معنى مهتر ، ميرآخور - لغتنامهء دهخدا ؛ اسبدار سلطنتى ، اصطبل دارخان - فرهنگ اصطلاحات . ( 2 ) . م : تركان .